نظام ارزشی یکی از ارکان ضروری است که بنای خانواده بر آن پابرجاست. این نظام ارزشی به تنظیم رفتار اعضا و روابط درون و بیرون خانواده میپردازد؛ درحالیکه در جهان مدرن و پسامدرن، ارزشهای اخلاقی بهشدت و باسرعت دستخوش دگرش و دگرسانی شده و با ناپایداری روبهروست. خانواده برای حفظ پایداری و انسجام خود میکوشد ارزشهای خود را نگه دارد و در برابر شکستن قوانین خانواده مقاومت کند. این پژوهش با تکیه بر رویکرد سیستمی به خانواده، در صدد کشف و ارائۀ شاخصهایی برای تفکیک مقاومت سالم و کارآمد از مقاومت ناسالم و آسیبزاست. برایناساس خانواده نه به عنوان مجموعهای از افراد، بلکه به عنوان یک سیستم یکپارچه، تحلیل و واکاوی میشود. این پژوهش با بهرهگیری از روش توصیفی - تحلیلی صورت گرفته است. با توجه به فقر و فقدان ادبیات علمی در این زمینه، پس از مطالعۀ منابع اصلی و پژوهشهای انجامشده حول نقاط مشترک مفهوم مقاومت اخلاقی و نظریۀ سیستم خانواده، شاخصهای هشتگانه برای مقاومت آسیبزا ارائه شده است. این شاخصها عبارتاند از: مقاومت خودشیفتهوار، استبدادورزی، بیشکنترلگری، خشکی یا ابهام مرزها، فقدان تمایز، صمیمیت مخدوش، رفتار تنظیمگر و نشانهای و نقص مزمن کارکردهای خانواده. جهتگیری این پژوهش به جای تمرکز بر درونداد یعنی محتوای ارزشی ناسازگار یا خروجی یعنی پاسخهای نهایی، تمرکز بر سازوکار کنترل حاکم بر تجزیهوتحلیل اطلاعات یعنی بر فرایند مقاومت در خانواده است. نتیجه اینکه سازوکارهای معیوب و ناسالم توانایی مضمحل کردن و ستردن والاترین ارزشهای اخلاقی و الهی را دارند؛ به این معنا که تلاش برای انتقال ارزشها چنانچه با ابزار و افزار آسیبزا و طی فرایندهایی معیوب روی دهد، به کژراهه میرود یا سطحی نازل از نظام ارزشی در فرد شکل خواهد داد و یا به دگرسانی ارزش به ضدارزش و درنهایت ارزشستیزی از سوی اعضای خانواده خواهد انجامید.